. .

شما اینجا هستید

مطالب تصادفی در سایت علمی نخبگان جوان | com.نخبگان

زمانی که اینترنت در همه‌چیز نفوذ کند، چه بر سر حریم خصوصی خواهد آمد؟

PDF version
کل آرا: 456
چندي پيش اريک اشميت - رئيس هيئت مديره‌ي گوگل در انجمن اقتصاد جهاني داووس چنين پيش‌بيني کرد که اينترنت در آينده به ماهيتي نامرئي و ناخوآگاه بدل خواهد شد و دليل اين امر، ورود اين فناوري به تمام اشياء و لوازمي است که بصورت روزمره به استفاده از آن‌ها مي‌پردازيم. يکي از بزرگ‌ترين خطرات و نگراني‌ها در خصوص پديده‌ي اينترنت اشياء، بحث حريم خصوصي است که در اين مقاله به تحليل اين فناوري و اثرات آن بر اين حوزه خواهيم پرداخت.

زوميت/ چندي پيش اريک اشميت - رئيس هيئت مديره‌ي گوگل در انجمن اقتصاد جهاني داووس چنين پيش‌بيني کرد که اينترنت در آينده به ماهيتي نامرئي و ناخوآگاه بدل خواهد شد و دليل اين امر، ورود اين فناوري به تمام اشياء و لوازمي است که بصورت روزمره به استفاده از آن‌ها مي‌پردازيم. يکي از بزرگ‌ترين خطرات و نگراني‌ها در خصوص پديده‌ي اينترنت اشياء، بحث حريم خصوصي است که در اين مقاله به تحليل اين فناوري و اثرات آن بر اين حوزه خواهيم پرداخت.

اينترنت [به شکلي که آن را مي‌شناسيم] ناپديد خواهد شد. تعداد آدرس‌هاي آي‌پي بسيار زياد خواهد شد... بي‌شمار دستگاه، حسگر، ابزار پوشيدني، آنچه که مدام با آن در تعامل هستيد اما حتي حضورش را حس نمي‌کنيد. همگي به بخشي از حضور و وجود شما بدل شده و مدام با شما همراه خواهند بود.
تصور کنيد قدم به اتاقي مي‌گذاريد و اين اتاق حالتي پويا دارد. بنابراين با اجازه‌ي کاربر، به ناگاه خود را در حال تعامل با هرآنچه درون اتاق است خواهيد ديد.
آنچه اريک اشميت گفته، با در نظر گرفتن مسير حرکت دستگاه‌هاي متصل به شبکه‌ي اينترنت و سير هوشمند شدن آن‌ها به هيچ‌عنوان يک پيش‌بيني عجيب غريب و دور از انتظار نيست. بر اساس محاسبت صورت گرفته توسط آناليست گارتنر، طي سال گذشته ميلادي (توجه کنيد که حتي به بخش پيش‌بيني آينده وارد نشده‌ايم و از گذشته‌ي نزديک سخن مي‌گوييم) حدود 3.8 ميليارد شيء هوشمند اينچنيني مورد استفاده قرار گرفته‌اند؛ اشياء و لوازمي که تا پيش از اين بعنوان ماشين‌هاي بي‌روح و فکر و تنها با دستور مستقيم آدمي قادر به فعاليت بودند. پيش‌بيني مي‌شود اين رقم تا سال 2020 ميلادي يعني کمتر از 5 سال ديگر، به 25 ميليارد دستگاه برسد. پيش‌بيني کوتاه مدت اين موسسه براي سال 2015 ميلادي، 4.9 ميليارد دستگاه است. براي اجراي اين تخمين، جمعيت جهاني انسان چيزي حدود 7 ميليارد در نظر گرفته شده که با سرشماري‌هاي جديد مطابقت دارد.

آنچه با آن مواجه هستيم، بدل شدن دستگاه‌هاي جيبي ما به گره‌هاي عصبي يک شبکه‌ي عظيم از حسگرهاست
به بيان ديگر، شبکه‌ي عظيم حسگرها و پردازش‌هاي کامپيوتري هم‌اکنون به واقعيت بدل شده و تنها براي تراکم يافتن و توزيع مناسب در سطح جهان به اندکي زمان نياز دارد. گوگل هم‌اکنون کمپاني Nest را در اختيار دارد که يکي از سازندگان مطرح دستگاه‌هاي هوشمند متصل به اينترنت براي خانه‌ها به شمار مي‌رود. از محصولات اين شرکت مي‌توان به سيستم هشدار شناسايي دود و ترموستات خوديادگيرنده اشاره کرد که خود را با نيازها، لوازم، شرايط زندگي و رفت و آمد مصرف‌کننده تطبيق مي‌دهد. افزون بر اين، هم‌اکنون Dropcam نيز در اختيار گوگل و نست قرار گرفته که از سازندگان مطرح دوربين‌هاي امنيتي واي‌فاي است. پر واضح است که گوگل تصميم گرفته سيستم نکسوس خود را همچون هميشه که الگويي براي ساير توليدکنندگان بوده، اين بار در حيطه‌ي «خانه‌هاي هوشمند» به مرحله‌ي اجرا برساند. سيستم خانه‌ي هوشمند در کنار «اتومبيل‌هاي هوشمند» که صد البته گوگل کار بر روي آن‌ها را نيز مدت‌هاست آغاز کرده، مکان‌هاي اوليه‌ي حضور شبکه‌ي حسگرها و پردازش‌ جديد در زندگي انسان‌ها را به نمايش مي‌گذارد.

چطور است اين حقيقت را نيز از نظر بگذرانيم که ابزارها و دستگاه‌هاي پوشيدني، در حال متصل کردن انسان‌ها به يکديگر بوده و هر روزه بر تعداد حسگرهاي تعبيه شده درون اين ابزارها و نيز گوشي‌هاي هوشمند که هر لحظه همراه افراد هستند افزوده مي‌شود. بنابراين آنچه با آن مواجه هستيم، بدل شدن دستگاه‌هاي جيبي ما به گره‌هاي عصبي يک شبکه‌ي عظيم از حسگرهاست.

يکي از پيش‌بيني‌هاي ديگر درباره‌ي آينده‌ي ما که به شکل روزافزوني با اتصال و ارتباط همراه مي‌شود و البته اندکي دور از ذهن‌ و عجيب به نظر مي‌رسد، از سوي گروهي از پروفسورهاي دانشگاه هاروارد ارائه شده که ضمن ترسيم يک سناريو، ربات‌هايي به اندازه‌ي مگس را به تصوير کشيده‌اند که در محيط اطراف ما پرواز کرده و به دزديدن نمونه‌هاي DNA ما مي‌پردازند. مارگو سلتزر، از پروفسورهاي علوم کامپيوتري چنين مي‌گويد:

حريم شخصي، به شکلي که در گذشته آن را مي‌شناختيم بيش از اين عملي نخواهد بود.
هم‌اکنون حتي با نسل فعلي فناوري ديجيتال نيز، وارد مرحله‌ي فرسايش حريم شخصي شده‌ايم
آنچه مارگو سلتزر در تلاش است بيان کند، روشن‌سازي اين مساله است که براي نقض حريم خصوصي افراد، ديگر نيازي به مگس‌هاي رباتيک پرنده و سناريوي دزدين اطلاعات نخواهد بود. نکته اينجاست که فناوري‌هاي متصل و هوشمند نيازي به چنين اعمالي نداشته و در حال حاضر حتي با نسل فعلي فناوري ديجيتال نيز ما وارد مرحله‌ي فرسايش حريم شخصي شده‌ايم. بنابراين حتي نيازي نيست آنچه تصورات خيال‌پردازانه از آينده‌ي محتمل بر سر ما خواهد آورد را بعنوان نگراني اصلي مطرح کنيم؛ آنچه از آن واهمه داشته‌ايم بدون آنکه متوجه باشيم هم‌اکنون مقابل‌مان قرار دارد.

پيغام اصلي ماجرا اين است که براي پي بردن به حقيقت اين مساله، الزاما نيازي به حسگرهاي فراگير و تکنولوژي‌هاي آينده نخواهيم داشت. کافيست از همين فناوري‌هاي امروزي استفاده کنيم؛ کارت‌هاي اعتباري، دبيت‌ کارت‌ها، وب، جاده‌ها، ايميل، شبکه‌هاي اجتماعي و... همگي ردپاي ديجيتال ما را به شکلي چشمگير بر جاي مي‌گذارند.
البته آنچه از اين سخن بر مي‌آيد به معناي رها کردن حريم خصوصي و باختن بازي نيست؛ بلکه اين گفته به جاي تلاش براي غيرقانوني اعلام کردن برخي مظاهر فناوري، بر اهميت تنظيم داده‌ها و شيوه‌ي مصرف آن‌ها تاکيد دارد.

فناوري نه خير مطلق و نه شر مطلق است؛ اين پديده در حقيقت نوعي ابزار است. همانطور که چکش و چاقو را ابزار مي‌دانيم. اين ابزارها براي کارکردهاي خاص خود نظير بريدن گوشت يا ضربه زدن بر ميخ بسيار مفيد هستند. اما اين بدين معنا نخواهد بود که کسي قادر نيست چکش يا چاقو را برداشته و با آن اقدام به قتل کند. ما از قوانيني برخوردار هستيم که به وضوح، قتل را نهي مي‌کنند؛ اما مسلما هيچ قانوني را بصورت انحصاري به چکش اختصاص نخواهيم داد. دقيقا به همين شکل، قوانين حوزه‌ي حريم خوصي و شخصي نيز بايد حول محور داده‌ها و استفاده‌ي صحيح از داده‌ها تشکيل شود؛ نه در خصوص خود فناوري.
مفهومي به نام «با اجازه‌ي کاربر»
آنچه در صحبت‌هاي اريک اشميت بيش از همه توجه مرا به خود جلب کرد، احتياط او در گفتن سخنانش و اضافه کردن عبارت «با اجازه‌ي کاربر» بود. گفته‌اي که مفهوم آن از اين قرار بود که اين آينده‌ي در هم تنيده از حسگرهاي نامرئي، تعاملي و فراگير، طناب‌هاي نامرئي خود را با اجازه‌ي کاربر به اين سو و آن سو خواهد کشيد. شايد اريک اشميت تنها با گفتن اين عبارت به دنبال باز کردن مساله از سر خود بود تا ابهامي از نظر حريم شخصي ايجاد نشود؛ وعده‌اي که حالتي جز توخالي بودن نمي‌توان براي آن متصور بود. اين گفته احتمالا در پاسخ به نگراني ابراز شده از سوي مدير FTC در نمايشگاه CES بود. وي ماه گذشته حين معرفي لوازم هوشمند شرکت خود، اعلام کرد که اينترنت اشياء نيازمند مسئوليت‌پذيري جديدي از سوي شرکت‌ها و استارت آپ‌ها خواهد بود تا به موجب آن از همان ابتدا امنيت و حريم شخصي را در روح محصولات خود جاي دهند.

اينترنت اشياء از پتانسيل عظيمي براي نفع‌رساني به مصرف‌کنندگان برخوردار است؛ اما در عين حال پيامدهاي چشمگيري در امنيت و حريم شخصي نيز با خود به همراه خواهد داشت. لوازم و دستگاه‌هاي هوشمند متصل به شبکه که راحتي بيشتري براي مصرف‌کننده فراهم کرده و به بهبود خدمات حوزه‌ي سلامت کمک مي‌کنند نيز، در اغلب مواقع به جمع‌آوري، ارسال، ذخيره‌سازي و گاهي اشتراک‌گذاري مقادير وسيعي از اطلاعات کاربري مصرف‌کننده پرداخته که برخي از اين داده‌ها کاملا ماهيت خصوصي داشته و بوسيله‌ي آن موجب ايجاد ريسک‌هاي متعدد در حوزه‌ي حريم خصوصي مي‌شوند.
راميرز، مدير FTC در ادامه اعلام کرد که بدون به‌کار گيري امنيت بعنوان اصل اساسي در طراحي محصولات از سوي شرکت‌ها و اجراي سياست کمينه (حداقل) کردن داده‌هاي جمع‌آوري شده بجاي جمع‌آوري هرآنچه از عهده‌ي آن بر خواهند آمد، و نيز داشتن شفافيت کامل در خصوص نوع استفاده‌اي که از اين داده‌ها خواهند کرد از طريق ارسال اعلان و درخواست مجوز به کاربر، خطرات و ريسک‌هاي تهديدکننده‌ي امنيت و حريم خصوصي بسيار عظيم خواهد بود.

مشکل اساسي با اين جملات و عبارات خوش لحن و بيان اين است که ما هم‌اکنون نيز با اينترنت فعلي که به آن شدت در زندگي ما رسوخ نکرده براي دستيابي به چنين استانداردها و مسئوليت‌پذيري‌هايي از سوي شرکت‌ها با مشکل مواجه هستيم. حال چگونه مي‌خواهيم در خصوص شبکه‌ي حسگرهاي گسترده در سراسر جهان که در آن هيچ‌چيز نظير يک نقطه‌ي مشخص براي کنترل آنچه بر زندگي‌مان اثرگذار است وجود ندارد به چنين استانداردي دست پيدا کنيم؟ اينترنت و اينترنت موبايل هنوز هم به اختيار کاربر قابليت غيرفعال شدن دارد؛ نقطه‌ي آخر اين خواهد بود که حداقل هم‌اکنون قادر است کليد پشت روتر يا مودم خود را فشار داده و اتصال خود با اينترنت را بدون هيچ مشکل حياتي خاموش کند (يا اگر زياد از حد پارانويد و بدبين هستيد مي‌توانيد پس از خاموش کردن، دستگاه را درون فريزر خانه قرار دهيد تا خيال‌تان از هشدارهاي اسنودن نيز آسوده شود!).

اما به محض اينکه چنين شبکه‌اي از حسگرها و دستگاه‌ها، موجب بدل شدن اينترنت به خون موجود در رگ‌هاي زندگي هوشمند ما شود؛ يا حتي پيش از آن و با نفوذ بيشتر اينترنت اشيا در زندگي روزمره و حضور آن در لوازم اطراف‌مان، حتي گزينه‌ي ساده‌ و بديهي کشيدن کابل اينترنت يا خاموش کردن مودم نيز از ما گرفته خواهد شد. مگر اينکه در نهايت نوعي نهاد تنظيم‌کننده بنا شود که به ارائه‌ي چارچوبي براي استفاده‌ي کاربران پرداخته و در راستاي منافع حريم خصوصي و کنترل مصرف‌کننده حرکت کند.

بدون تعبيه‌ي کنترل‌هايي با محوريت مصرف‌کننده درون اينترنت اشياء، کاربر عملا اختيار و توانايي آفلاين کردن خود را نيز از دست خواهد داد
بدون تعبيه کردن کنترل‌هايي با محوريت مصرف‌کننده درون اينچنين اينترنتي، کاربر عملا اختيار و توانايي آفلاين کردن خود را نيز از دست خواهد داد؛ چراکه پايه‌اي‌ترين سطح کنترل پردازش (کليد خاموش/روشن) در تار و پور تمام لوازم و ابزارهايي که در زندگي از آن‌ها استفاده مي‌کنيم (و خود بخشي از شبکه‌ي فراگير حسگرها هستند) ريشه دوانده است. در اين مفهوم، ممکن است عمر محدود باتري‌ها بعنوان يک شيوه‌ي تامين حفاظت حريم خصوصي در نظر گرفته شود، هرچند فناوري‌هاي به کار رفته در اينترنت اشياء بسيار کم‌مصرف طراحي شده‌اند و نظير Bluetooth Low Energy به گونه‌اي عمل مي‌کنند که اين محدوديت را نيز زمين‌گير کنند.

به موازات اين مساله، اينترنت اشيائي که به خوبي توزيع شده باشد، بخاطر پيچيدگي بيش از حد ايجاد شده در اثر شبکه‌اي از دستگاه‌هاي متصل شده به يکديگر، احتمالا نيازمند سطح بالاتري از اتوماسيون و خودمختاري خواهد بود. و بخاطر تعداد نجومي دستگاه‌هاي هوشمند متصل، اين مساله اجتناب‌ناپذير خواهد شد. و نتيجه‌ي اين رويداد، بار ديگر به خطر افتادن کنترل کاربر بر زندگي و اين شبکه‌ي گسترده و در عين حال پيچيده خواهد بود.

اشياء و لوازم هوشمند، به جمع‌آوري اطلاعات محط خود خواهند پرداخت و ضمن تعامل با يکديگر، با فضاي ابري نيز مراوده خواهند داشت. چنين شبکه‌ي درهم‌آميخته و پيچيده‌اي از ارتباطات ممکن است فوايد منحصر بفردي ارائه کند (آنگونه که اشميت عقيده دارد). اما در عين حال با در نظر گرفتن اين مساله که تعداد عظيمي مرکز جمع‌آوري داده‌ي ديگر در زندگي تمام انسان‌ها وجود دارد که همگي اين‌ها همچون قطعه‌هاي پازل در کنار يکديگر قرار گرفته و نمود جامع، آني و دقيقي از اقدامات، حرکات و تصميمات افراد حاضر در اين شبکه‌ي فراگير را براي شرکت‌هاي بزرگي نظير گوگل، اپل و... فراهم مي‌کنند نيز موجب نگراني‌هاي شديد در خصوص حريم شخصي انسان‌ها خواهد شد.

اينترنت اشياء مي‌تواند به منزله‌ي زيرساختي فوق‌العاده براي جمع‌آوري اطلاعات توسط آژانس‌هاي امنيتي نظير NSA باشد
نسل‌هاي اوليه‌ي فناوري‌هاي ديجيتال نظير ايميل با چنين بينش آينده‌نگرانه‌اي در خصوص حفاظت از حريم شخصي طراحي نشده‌اند که در مقابل تهديدات اين شبکه‌ي فراگير، قدرت مقاومت داشته باشند. بر همين اساس نيز اين فناوري به سادگي در معرض سواستفاده قرار خواهد گرفت. اگر از منظر يک نهاد نظارتي نظير آنچه اسنودن شاهد آن بوده به مساله نگاه کنيم، چنين رويدادي به منظره‌ي يک ظرف عسل براي آژانس‌هاي امنيتي کشورها خواهد بود. تمام دانشمندان علوم رايانه اذعان دارند که هيچ سيستمي چه نرم‌افزاري و چه سخت‌افزاري، از تمام تهديدات مصون نبوده و چيزي به اسم «امنيت مطلق» وجود خارجي ندارد. کافي است تصور کنيد چه فرصت‌هاي نظارتي بي‌شماري با حضور يک اينترنت نامرئي در زندگي افراد براي چنين سازمان‌هايي ايجاد خواهد شد؛ اينترنتي که با وجود اينکه در همه‌جا حضور دارد، اما هيچ‌کجا وجودش درک نمي‌شود. فضايي که در آن، کاربر با آغوش باز و کاملا داوطلبانه به داده‌کاوي شدن خود تن مي‌دهد. هرچه باشد چطور خواهيد توانست در مقابل آنچه به خوبي ماهيت آن را مشاهده نمي‌کنيد يا کنترل عميقي بر روي آن نداريد مقاومت کنيد؟

اين دقيقا همان اينترنتي است که اريک اشميت از براي منافع امپراطوري سيستم تبليغات گوگل، در آرزوي ساختن آن است. هرچه اطلاعات بيشتري از سوي کاربران وب به سمت گوگل روانه شود، داده‌هاي بيشتري براي بسته‌بندي و ارائه به کمپاني‌هايي که قصد فروش محصول به شما دارند در اختيار گوگل و سيستم تبليغاتش (که مهم‌ترين منبع درآمد اين غول فناوري به شمار مي‌رود) قرار خواهد گرفت. گوگل از سال‌ها پيش صحبت در خصوص ارائه‌ي تبليغات پيش از نياز به آن‌ها و پيشگويي نيازهاي کاربر را آغاز کرده است؛ اما چرا؟ به اين دليل که بازاريابي و تبليغات اين پتانسيل را دارد که در صورت کانال‌يابي و تاثير بر تصميمات و اهداف آني شما به يک تجارت بسيار سودآور بدل شود. و اين، همان بازي نهايي و مقصد اصلي گوگل است.

تشخيص آنچه انسان‌ها تصميم به انجامش دارند از طريق عبارت‌هاي تايپ شده توسط آن‌ها درون کادر جستجوي مرورگر بسيار خنده‌دار و خام به نظر مي‌رسد؛ مساله‌اي که گوگل با تمام دشواري، تا حدودي موفق به انجام آن شده. حال با آنچه از يک شبکه‌ي فراگير حسگرها و پايانه‌هاي دريافت ورودي که از بي‌شمار گره عصبي (دستگاه‌ها و اشياء) بصورت آني تشکيل شده استنباط مي‌شود، چه مي‌توان کرد؟ اين دستگاه‌ها و لوازم روزمره‌ي زندگي، به لطف هوشمندي خود قادر هستند الگوريتم‌هاي داده‌کاوي را بصورت پويا ياد بگيرند. هم‌اکنون گوگل از طريق برخي سرويس‌هاي تحت وب و نيز پلتفرم اندرويد خود در حال افزودن بر تعداد گره‌هاي عصبي اين شبکه است که لايه‌ي محلي غني و زيرساخت بي‌نظيري براي آن فراهم خواهد آورد. داده‌کاوري بيشتر و گسترده‌تر، بخشي از طبيعت و ماهيت در حال تکامل کسب و کار گوگل است. همانگونه که گوگل در سال پيش، براي توسعه‌ي سيستم الگوريتم‌هاي يادگيري خود اقدام به تصاحب کمپاني Deep Mind نمود که در زمينه‌ي هوش مصنوعي مشغول به فعاليت بود.

هرچه بر تعداد اشياء متصل اطراف ما افزوده شود، بيشتر مورد سوء استفاده‌ي شرکت‌ها قرار مي‌گيرم
حقيقت مرکزي اينترنت اشياء اين است که يک شبکه‌ي توزيع شده از اشياء هوشمند و متصل به اينترنت، مي‌تواند بصورت عمدي به گونه‌اي مهندسي شود که ما را در تار و پود خود (وب جديد) گرفتار کند؛ به عبارتي، اين سيستم در صورت تمايل، مي‌تواند رفت و آمدهاي ما را با اطلاع از عبور ما از هريک از گره‌هاي بي‌شمارش مکان‌يابي کند. هرچه بر تعداد اشياء متصل اطراف ما افزوده شود، مراکز دريافت داده‌ي بيشتري ايجاد خواهد شد که مي‌تواند توسط «گوگل‌هاي دنياي ديجيتال» به منظور افزايش دقت و بهبود درک تصميمات و مقاصد ما به کار گرفته شود؛ خواه خوشمان بيايد يا نيايد.

اين است تمام نيروي پردازشي که براي به هم گره زدن اين همه ارتباط و ايجاد يک نقشه‌ي مخفي از اينکه ما که هستيم و چه مي‌کنيم نياز خواهد بود
بنابراين، اگرچه ممکن است همانگونه که اريک اشميت گفت، اينترنت آينده، در پس‌زمينه‌ي زندگي ما ادغام شود، به همان نسبت نيز ممکن است انواع و اقسام فعاليت‌هايي که مطابق ميل و نياز مصرف‌کننده نيستند در پس‌زمينه‌ي زندگي وي شکل بگيرد. اين است تمام نيروي پردازشي که براي به هم گره زدن اين همه ارتباط و اتصال، و ايجاد يک نقشه‌ي مخفي از اينکه ما که هستيم و چه مي‌کنيم نياز خواهد بود: اينترنت اشياء، بدون استانداردها و مسئوليت‌پذيري‌هايي که دستيابي به آن‌ها بسيار دشوار و دور از ذهن خواهد بود.

خطر اصلي اين است که حريم خصوصي ما به کلي ناديده گرفته شود يا با بهانه‌هاي مختلف بصورت داوطلبانه آن را رها کنيم. نتيجه‌ي پيشروي «اينترنت حاضر در همه‌جا» به اين شکل، که به آرامي هرچه تمام‌تر بدون جلب توجه در حال خزيدن به زندگي انسان‌هاست، چنين خواهد شد که اين شبکه در لابلاي هدف اصلي که افزايش آسودگي زندگي انسان‌هاست، به ماشيني فوق‌العاده اثربخش براي تحليل ما در هر حالتي بدل خواهد شد. تحليلي که با هدف بسته‌بندي تمام جنبه‌هاي وجود ما بعنوان يک فرصت بازاريابي صورت خواهد گرفت. و اين است يکي از آينده‌هاي محتمل شبکه‌ي فراگير حسگرها.

اين استدلال، بخشي از چرخه‌ي منافع شرکتي نظير گوگل نيز هست؛ شرکتي که مدل کسب و کار آن کاملا آماده‌ي بهره‌وري بوده و زماني وارد عمل خواهد شد که در خصوص آينده‌اي که مايل به شکل دادن آن هستند صحبت به ميان مي‌آيد. فناوري يک ابزار است؛ انواع استقاده‌ها از اين ابزار محتمل است و تنها بخاطر اينکه فناوري، چيزي را ممکن مي‌کند، الزاما مفهوم غيرقابل اجتناب بودن را به همراه نخواهد داشت.

همانگونه که سلتزر مي‌گويد، ما بايد بجاي بالا بردن دست‌هاي خود بعنوان نشان ترس و تسليم، به فکر کردن درباره اين مساله بپردازيم که دوست داريم داده‌ها به چه شکل جريان يافته و در چه حالتي جريان نداشته باشند. مساله‌ي ديگري که به وضوح ضرورت دارد (که تصور مي‌کنم از الزامات اساسي مسئله است)، تفکر جمعي نهادهاي تنظيم‌کننده به منظور فهم عميق خطراتي است که توسط حجم رو به افزايش شبکه شدن اشياء و دستگاه‌ها در اين سيستم فراگير متوجه مسئله‌ي امنيت و حريم شخصي خواهد بود. همچنين لازم است در خصوص اينکه چگونه ابناشتگي نقطه‌هاي جمع‌آوري اطلاعات (همان دستگاه‌ها و اشياء متصل) موجب ساييدگي حريم شخصي مصرف‌کننده خواهد شد تحقيقات و قانون‌گذاري‌هاي جامعي صورت گيرد. يک استراتژي صحيح و مبتني بر بينش براي حصول اطمينان از اينکه مصرف‌کننده‌ي نهايي قادر به درک و کنترل پردازش داده‌هاي شخصي خود باشد نيز کاملا ضرورت خواهد داشت.

بدون اجراي چنين اعمالي، اين خطر همواره براي شرکت‌هاي فعال در اين حوزه وجود خواهد داشت که با ظهور دستگاه‌هاي هوشمند و متصل بيشتر و بيشتر، بصورت موازي، بدگماني انسان‌ها نيز به سرويس‌ها و محصولاتي که خواهان ورود هرچه بيشتر به زندگي آن‌ها هستند رو به فزوني گذارد.

در قلمرو بسيار شخصي اينترنت اشياء، اعتماد کاربر مهم‌ترين مساله است. بنابراين هم‌اکنون، ايجاد يک چارچوب به منظور تنظيم جريان داده‌هاي حاصل از دستگاه‌هاي متصل، در حالي که شبکه‌ي فراگير حسگرها هنوز در مرحله‌ي اوليه‌ي رشد خود قرار دارد براي تمامي دست‌اندرکاران ضرورت خواهد داشت.

در دنياي آفلاين، ما خودروها و جاده‌ها را در اختيار داريم؛ همچنين «محدوديت سرعت» نيز بنا بر دليلي براي بهره بردن از آن‌ها پيش‌بيني شده است. در اين مرحله که در حال حرکت به سوي دنيايي با ازدحام بالاي دستگاه‌هاي متصل هستيم، امر کليدي براي نهادهاي تنظيم‌کننده، ارائه‌ي ايده و ايجاد هرچه سريع‌تر «محدوديت سرعت» براي اينترنت اشياء و شبکه‌ي فراگير حسگرها خواهد بود.

افزودن دیدگاه جدید

ویژه های سایت

دعوت از متخصصین حوزه نرم افزار ( جذب برنامه نویس )

شرکت تسهیلگران رشد نوابغ جوان از تمامی متخصصین حوزه نرم افزار که آشنایی با زبان های برنامه نویسی...

دعوت از متخصصین حوزه نرم افزار ( جذب برنامه نویس )

نظر سنجی

  • با چه روشی می توان سریعتر اقتصاد مقاومتی را محقق نمود و کشور را از وابستگی به دیگران رهانید ؟

  • تعداد مقالات: 3,058
  • بازدید امروز : 20103
  • بازدید دیروز: 47068

افراد آنلاین:

263

اکنون ساعت   3:46 pm به وقت تهران میباشد.

امروز: پنجشنبه 28 تير 1397

بارکد نخبگان جوان کانال تلگرامی
 
 

استفاده از تمامی مطالب سایت تنها با ذکر منبع آن به نام سایت علمی نخبگان جوان و ذکر آدرس سایت com.نخبگان مجاز است
استفاده از نام و برند نخبگان جوان به هر نحو توسط سایر سایت ها ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد
مسئولیت مطالب ارسالی کاربران بر عهده سایت علمی نخبگان جوان نمی باشد

تهیه و تنظیم مطالب: com.نخبگان