. .

شما اینجا هستید

مطالب تصادفی در سایت علمی نخبگان جوان | com.نخبگان

موفقيت‌ها و استعدادهايتان را به رسميت بشناسيد

PDF version
کل آرا: 272
موفقيت‌ها و استعدادهايتان را به رسميت بشناسيد
برخی نوابغ طبيعي احساس مي‌کنند که کـارايي، توانمندي، هوش‌ و موفقيت‌ دروني است. پس اگر موفقيت حتي با سختي هم به دست آمده باشد، توانمندي‌هايشان را به رسميت نمي‌شناسند و آن‌ها را به هيچ مي‌گيريد.

برخی نوابغ طبيعي احساس مي‌کنند که کـارايي، توانمندي، هوش‌ و موفقيت‌ دروني است. پس اگر موفقيت حتي با سختي هم به دست آمده باشد، توانمندي‌هايشان را به رسميت نمي‌شناسند و آن‌ها را به هيچ مي‌گيريد.

 

موفقيت‌هايتان را به شانس و اقبال، خطاهاي سيستم و عوامل خارجي ربط مي‌دهيد و مدام مي‌ترسيد که مبادا دستتان رو شود و ديگران بفهمند که آن‌قدرها هم باکفايت نيستيد. تا به حال چند موقعيت کاري را به‌خاطر احساس بي‌کفايتي از دست داده‌ايد؟ يا چقدر با اين احساس سروکله زده‌ايد که موقعيتي که در آن هستيد، حق شما نيست؟ آيا مي‌دانيد با داشتن يا به دليل داشتن چنين افکاري، دچار سندروم ايمپاستر هستيد و نياز به درمان داريد؟

 

سندروم ایمپاستر چیست؟

پائولين کلانس و سوزان آيمز دو روان‌درمان‌گري بودند که در سال  1978 تحقيقات خود را روي سندروم ايمپاستر و نشانه‌هاي آن متمرکز کردند. رايج‌ترين نشانه‌هاي اين اختلال عبارت‌اند از:

ـ ناتواني در دروني کردن موفقيت‌ها و دستاوردهاي فردي.

ـ داشتن اين احساس که ديگران شما را لايق‌تر و موفق‌تر از آن‌چه واقعا هستيد، مي‌دانند.

ـ ناچيز شمردن موفقيت‌ها با گفتن اين جمله که «من که کاري نکردم. اين کار از عهده هر کسي برمي‌آيد»، يا ربط دادن موفقيت‌ها به شانس و اقبال.

ـ داشتن اين احساس که آدم متقلبي هستيد و از اين مي‌ترسيد که ديگران پي به خود واقعي شما ببرند.

جالب اين‌جاست که افراد معمولي معمولا سختي زيادي به خودشان مي‌دهند تا به موفقيت برسند، اما ايمپاسترها حتي بعد از رسيدن به موفقيت نمي‌توانند احساس آرامش کنند، چون به دليل تلاش‌هايي که کرده‌اند، احساس بدي دارند و خودشان را دغل‌باز و مکار تصور مي‌کنند که ديگران را فريب داده و به موفقيت رسيده‌اند. بـارگاوا در مـقاله سندروم ايمپاستر (حسي مانند يک فـريب‌کار داشـتن) در اين زمينه مي‌نويسد: «اغـلب بـاهوش‌ترين افـرادند که بيشتر از همه رنـج مي‌کشند. وقتي کودک هستند، به آنان مي‌گويند که‌ چقدر‌ باهوش و استثنايي هستند و سپس هنگامي کـه بـزرگ مي‌شوند، مدام با اموري روبه‌رو مـي‌شوند کـه در آن امـور هـمه پاسـخ‌ها را نمي‌دانند. ناگهان مـجبور مـي‌شوند بپذيرند که چندان هم خاص و منحصربه‌فرد نيستند و فقط تا حدي متوسط هستند يا حـتي چـيزي نـمي‌دانند.»

ایمپاسترها چه احساسی دارند؟

برآوردها نشان مي‌دهد که حدود 40 درصد از افرادي که در يک جامعه زندگي مي‌کنند، مبتلا به اين سندروم هستند. اين افراد از نظر منطقي مي‌دانند که به دليل تلاشي که کرده‌اند، مهارتي که به دست آورده‌اند و هوشي که داشته‌اند، به موفقيت رسيده و موقعيت فعلي خود را رقم زده‌اند، اما مشکل از بخش هيجاني مغزشان است که نمي‌تواند اين باور را بپذيرد و دروني کند و درنتيجه فرد مبتلا به سندروم ايمپاستر در عين حال که دچار احساس خودبزرگ‌بيني است، با عقده حقارت هم سروکله مي‌زند.

مبتلايان به ايمپاستر عزت نفس پايين و استرس فراواني دارند. آن‌ها درون‌گرا و کم‌حوصله هستند و مدام احساس گناه، شرمساري و ندامت مي‌کنند. آن‌ها مدام مي‌ترسند که مبادا دستشان پيش ديگران رو شود و احساس بي‌کفايتي مي‌کنند و دردهاي رواني امانشان را مي‌بُرد. کمال‌گرايي، خودپنداره منفي، ترس از ارزيابي منفي و حساسيت به انتقاد از ديگر ويژگي‌هاي رواني است که مبتلايان به اين سندروم دارند.

چه کسانی در خطرند؟

1.  افرادي که به‌سرعت به موفقيت رسيده‌اند:‌

جان اشتاين بک که با کتاب‌هاي پرفروش و موفق «موش‌ها و آدم‌ها»، «خوشه‌هاي خشم» و «شرق بهشت» عجين شده، در کتاب خاطراتش در سال 1938 نوشته بود: «من نويسنده نيستم. در حال فريب دادن خودم و مردم هستم.» مانند اشتاين بک هر کس ديگري هم ممکن است در معرض ابتلا به اين سندروم قرار داشته باشد، بااين‌حال آن‌هايي که به‌سرعت به موفقيت مي‌رسند، بيشتر در معرض خطر هستند. آن‌ها تصور مي‌کنند که شانس و اقبال باعث شده که فروش بالاتري داشته باشند، در امتحان نفر اول شوند و... بنابراين نمي‌دانند که چطور مي‌توانند دوباره به چنين موقعيتي برسند.

2. افرادي که خود را اولين فرد کاردرست خانواده مي‌دانند.

هر چقدر انتظارات خانواده از يک فرد بيشتر باشد، اين امکان که او مبتلا به سندروم ايمپاستر شود هم بالاتر مي‌رود.

3. افرادي که خانواده و پدر و مادر بسيار موفقي دارند.

وقتي پدر يا مادر فرد موفقيت‌هاي بزرگي را تجربه کرده باشد، او خود را تحت فشار مي‌بيند که به همان جايگاه برسد و بهتر از عهده هر کاري بربيايد.

4. افرادي که در زمينه کاري خود منحصربه‌فرد هستند، يا نماينده يک گروه محسوب مي‌شوند.

5. افرادي که شغلشان با جنسيتشان هم‌خوان نيست.

6. افرادي که تنها کار مي‌کنند و کسي نيست که عملکردشان را ارزيابي کند.

7. دانش‌آموزان و دانشجويان به دليل درگير بودن در سيستم‌هاي ارزش‌يابي و رتبه‌بندي که فشار زيادي به آن‌ها وارد مي‌کند، بيشتر در معرض ابتلا به ايمپاستر قرار دارند.

زنان دانشجو گوش به زنگ علایم ایمپاستر

يکي از نکات مهم در بررسي ويژگي‌هاي ترس از‌ موفقيت‌ و نشانگان‌ ايمپاستر، شيوع بيشتر آن در‌ ميان زنان‌ دانشجو‌ اسـت‌. بررسي‌هاي انجام‌شده در‌ ايـن رابـطه نشان مي‌دهد زنان به دليل نقش‌هاي جنسيتي از رسيدن بـه موفقيت مي‌ترسند و موفقيت را مغاير با ويژگي‌هاي‌ زنانگي‌ خود مي‌دانند. اگرچه همه انسان‌ها با توانايي براي استقلال و جرئت‌ورزي به دنيا مي‌آيند، اما دخـترها بين ويژگي‌هاي زنانگي خود مثل پرورش‌دهندگي، فرزندپروري و اتکاي به ديگران از يک ‌سو و رسيدن به استقلال از سوي ديـگر احـساس تـعارض مي‌کنند. بنابراين در‌ بزرگ‌سالي‌ بين خانواده، همسرگزيني و تربيت فرزند از يک سو و موفقيت تـحصيلي، شـغلي و مـالي از سوي ديگر در تعارض‌اند و همين مسئله منجر به شک‌ و ترديد در خصوص توانمندي‌هايشان مي‌شود.

نخبه‌ها و نوابغ طبيعي احساس مي‌کنند که کـارايي، توانمندي، هوش‌ و موفقيت‌ دروني است. پس اگر موفقيت حتي با سختي هم به دست آمده باشد، باز هم به حساب نمي‌آيد. طرز فکر اين افراد اين است که: «اگر‌ من‌ واقعا‌ بـا کـفايت بودم، مي‌دانستم کارها را بايد چطور انجام دهم. اگر واقعا‌ با‌ کفايت بودم، همه چيز را خودبه‌خود دست مي‌آوردم. اگر واقعا با کفايت بودم، همه‌ چيز‌ به‌‌طور طبيعي در موقع نـياز در مـغزم تراوش مي‌کرد و...» اگر شما هم جزو اين‌ دسته‌ نوابغ باشيد، دو ديدگاه بر فکرتان حاکم است؛ اولا کفايت را با سهولت، برابر‌ و معادل‌ مي‌دانيد و از‌ سوي‌ ديگر‌، زماني که موفقيتي به‌آساني برايتان‌ حاصل‌ مي‌شود، بـا اين عقيده که «کار مهمي نبوده» آن را مردود مي‌شماريد. درواقع شما موفقيت‌ها و استعدادها و توانمندي‌هايتان را به رسميت نمي‌شناسيد و آن‌ها را به هيچ مي‌گيريد و مدام به خودتان مي‌گوييد که اگر من ‌توانستم، پس همه مي‌توانند. 

آيا من هم ايمپاسترم؟

سوال‌هاي زير براي تشخيص احتمال ابتلا به سندروم ايمپاستر طراحي شده است. اولين پاسخي را که به ذهنتان مي‌رسد، به سوال‌ها بدهيد و بر حسب شدت و ضعف احساسي که داريد، به هر سوال از صفر تا 4 امتياز بدهيد.

1. من اغلب در يک آزمون يا يک کار موفق بوده‌ام، گرچه پيش از پرداختن به‌ آن مـدام از اين‌که نتوانم‌ آن‌ را درست انجام دهم، بيم داشتم.

2. من مي‌توانم اين تصور را در خود ايجاد کنم که از آن‌چه در واقع هستم، شايسته‌تر هستم.

3. من تا آن‌جا که امکان دارد، از‌ ارزش‌يابي‌ دوري مي‌کنم و از اين‌که مـورد ارزيـابي ديگران قرار گيرم، بيم دارم.

4. زماني که ديگران مرا به دليل انجام موفقيت‌آميز کاري تحسين مي‌کنند، از اين هراس دارم که مبادا نتوانم انتظارات‌ آن‌ها‌ را در‌ آينده، هم‌چنان برآورده سازم.

 5. من گاهي اوقـات احـساس مي‌کنم که سمت و مقام يا موفقيت کنوني خود را‌ به اين دليل به دست آورده‌ام که به‌طور اتفاقي درست‌ در‌ همان‌ مکان و زمان مدنظر قرار گرفته و افراد مورد نظر را بـه‌درسـتي مـي‌شناخته‌ام.

6. از اين هراس دارم که ‌‌افرادي‌ کـه بـرايم بـا اهميت هستند، دريابند که من آن‌چنان که آن‌ها فکر مي‌کنند‌، شايسته‌ نيستم‌.

7. من دوست دارم وقايعي را که در آن‌ نهايت سعي خود را نـکرده‌ام، بـيشتر بـه‌خاطر بسپارم، تا مواقعي که نهايت‌ تلاشم را کرده‌ام.

8.  مـن‌ به‌‌ندرت پروژه يا کاري را انجام مي‌دهم که مطلوب و مدنظرم باشد و پس از انجام از آن راضي باشم.

9. گاهي اوقات حس مي‌کنم يا بـه ايـن بـاور مي‌رسم که موفقيتم در زندگي‌ يا شغل در نتيجه وقوع خطا يـا اشتباهي بوده است.

10. پذيرفتن تحسين‌ها و تمجيدهاي ديگران در مورد هوش يا موفقيت‌هايم برايم دشوار است.

11. گاهي اوقات بيم آن را دارم کـه‌ ديـگران‌ دريـابند که من تا چه حد کمبود دانش دارم.

12. من گاهي اوقـات از مـوفقيت‌هايم نااميد مي‌شوم و فکر مي‌کنم که بايد موفقيت‌هاي بيشتر و بهتري حاصل کنم.

13. گاهي اوقات‌ بيم‌ آن را دارم که ديـگران دريـابند کـه من چه حد کمبود توانايي دارم.

14. من اغلب بيم آن را دارم که ممکن اسـت در تـکاليف و تـعهدات جديدي که‌ بر‌ عهده دارم، شکست بخورم، با وجود اين‌که در تلاشي که کردم، موفق شده‌ام.

15. زمـاني کـه در کـاري موفق شده‌ام و به دليل آن مورد قدرداني قرار گرفته‌ام، مدام ترديد داشتم‌ که‌ آيا‌ مـي‌توانم آن مـوفقيت‌ها را تکرار‌ کنم‌ يا‌ نه.

16. اگر به دليل کاري که با موفقيت آن را انجام داده، مـورد تـحسين و قـدرداني رواني قرار بگيرم، اهميت آن‌چه‌ را‌ که‌ انجام داده‌ام، ناديده مي‌شمارم.

17. من اغلب، توانايي‌ خـود‌ را بـا اطرافيانم مقايسه و فکر مي‌کنم که آن‌ها نسبت به من باهوش‌تر هستند.

18. من اغـلب در مـورد انـجام‌ موفقيت‌آميز‌ يک‌ پروژه يا يک آزمون ترديد داشته‌ام، با وجود اين‌که ديگران اعتماد‌ قابل توجهي نسبت بـه تـوانايي من براي انجام موفقيت‌آميز آن داشته‌اند.

19. اگر قرار باشد که در مقامي‌ ارتقا‌ يـابم‌ يـا بـه نحوي مورد قدرداني قرار بگيرم، در مورد گفتن آن‌ به‌ ديگران ترديد دارم، تا وقتي که ايـن مـطلب بـه صورت واقعيتي مسلم درآيد.

20. اگر در‌ موقعيت‌هايي‌ که‌ مربوط به کسب موفقيتي هـستند، در مـيان ديگران، بهترين يا حداقل بسيار‌ منحصر‌به‌‌فرد و خاص نباشم، احساس بدي مي‌کنم و نااميد مي‌شوم.

پاسخ:

اگر نمره کلي،40 يا‌ کـمتر شـد، فرد مورد نظر آزمون، ويژگي‌هاي ايـمپاستر اندکي دارد. اگر نمره‌ بـين‌ 41 و 60 بـود، اين فرد تجارب مـتعادلي از اين سندروم را دارد. اگر نـمره بين 61 تا 80 بود، بدان‌ معناست‌ که او اغلب داراي احساسات ايمپاستر است.

 

منبع: بنیاد ملی نخبگان

باز نشر: سایت علمی نخبگان جوان

افزودن دیدگاه جدید

ویژه های سایت

دعوت از متخصصین حوزه نرم افزار ( جذب برنامه نویس )

شرکت تسهیلگران رشد نوابغ جوان از تمامی متخصصین حوزه نرم افزار که آشنایی با زبان های برنامه نویسی...

دعوت از متخصصین حوزه نرم افزار ( جذب برنامه نویس )

نظر سنجی

  • با چه روشی می توان سریعتر اقتصاد مقاومتی را محقق نمود و کشور را از وابستگی به دیگران رهانید ؟

  • تعداد مقالات: 3,060
  • بازدید امروز : 5715
  • بازدید دیروز: 43405

افراد آنلاین:

251

اکنون ساعت   3:39 am به وقت تهران میباشد.

امروز: جمعه 27 مهر 1397

بارکد نخبگان جوان کانال تلگرامی
 
 

استفاده از تمامی مطالب سایت تنها با ذکر منبع آن به نام سایت علمی نخبگان جوان و ذکر آدرس سایت com.نخبگان مجاز است
استفاده از نام و برند نخبگان جوان به هر نحو توسط سایر سایت ها ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد
مسئولیت مطالب ارسالی کاربران بر عهده سایت علمی نخبگان جوان نمی باشد

تهیه و تنظیم مطالب: com.نخبگان